شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۲

به بهانه فرا رسیدن «روز ملی سینما»؛

حال ناخوش سینما در عصر حاکمیت مدیران وسط باز سینمایی/ چرا سینمای کشور نمی‌تواند فاصله خود را با امت مبعوث شده کم کند؟!

سالن سینما

سینماپرس: سخن در باب وضعیت کنونی سینما و مدیرانی که با استفاده حداکثری از «شوآف رسانه‌ای»  و «اقدامات نمایشی» تلاش دارند تا خلا  «تدوین نقشه راه» را با پُرگویی و عدم ارایه «گزارش عملکرد» پوشش دهند بسیار است.

حسین پورقادری/ با عبور کشور از «کودتای دی‌ماه ۱۴۰۴» و همچنین شکست هیمنه پوشالی «ابرقدرتی ایالات متحده آمریکا» از مقطع «جنگ رمضان» تا به امروز و بالاخص «بعثت ملت مسلمان ایران» و ... بسیاری بر این باور بودند که امسال «صنعت سینمای ایران» شاهد «روز سینمای» متفاوتی خواهد بود. روز سینمایی خاص که هم برای اهالی و دست اندرکاران آن و هم برای مخاطبان «هنر-صنعت-رسانه سینما» از تازگی ویژه‌ای برخوردار باشد و در مجموع حلاوت و شیرینی «بعثت سینماگران انقلاب اسلامی» را متجلی سازد. اما مع‌الاسف اینگونه نشد و اکنون شاهد «۲۱ شهریوری» بی‌رمق و کم‌جانی هستیم که با وقایع و موضوعات بعضا ناگوار بسیاری همراه گردیده که در ادامه می‌توان به مرور برخی از آن بپردازیم:

۱/ امسال در شرایطی به موعد ۲۱ شهریورماه رسیده‌ایم که متولی اصلی سینمای کشور، یعنی «سازمان سینمایی» در مواجهه با طیف گسترده‌ای از مسائل و چالش‌های فرهنگی و سینمایی، بیش از آنکه نشانی از قاطعیت، ثبات تصمیم‌گیری و راهبرد روشن از خود نشان دهد، بیش از هر زمان دیگری گرفتار نوعی تردید، مصلحت‌اندیشی و «سردرگمی مدیریتی» است. در چنین شرایطی، اتخاذ سیاستی غیرقاطع و مبتنی بر اجتناب از تعارض و حفظ همزمان رضایت «اپوزیسیون» و «نظام جمهوری اسلامی» در عرصه فرهنگ و هنر، نه یک رویکرد راهبردی، بلکه ترجمان مدیریتی همان استراتژی معروف «وسط‌بازی» است؛ سیاستی که شاید برای عبور موقت از برخی حاشیه‌ها کارآمد به نظر برسد، اما در عرصه «حکمرانی فرهنگی» چیزی جز تعویق تصمیم‌های ضروری، فرسایش اقتدار مدیریتی و انباشت بحران‌های حل‌نشده به دنبال نخواهد داشت و در بطن خود موجب ایجاد یاس در «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» خواهد شد.

از مرور وضعیت کنونی «سازمان سینمایی» تا آرزو برای عدم وقوع «آبروریزی بزرگ»

۲/ مشکل پیگیری استراژی «وسط‌بازی» به عنوان سیاست اجرایی «دولت چهاردهم» و تسری آن بر پیکره مدیریت اجرایی سینمای کشور، حالا از جایی نقش مخرب خود را به صورت جدی‌تری هویدا ساخته است که این رویکرد، مشخصا در طی یک سال گذشته به یک الگوی مدیریتی در تمامی زیر مجموعه‌های «سازمان سینمایی» یعنی «بنیاد سینمایی فارابی» و «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» و «انجمن سینمای جوان ایران» و «سینما شهر» و ... تسری یافته و به الگویی مبدل شده که در آن «مدیر سینمایی جمهوری اسلامی ایران» به‌جای اتخاذ تصمیم روشن و پذیرش هزینه‌های طبیعی «مسئولیت اسلامی و انقلابی» خود، همواره تلاش می‌کند در میانه میدان باقی بماند و هیچ طرفی را به‌طور کامل از خود نرنجاند و در عین حال، مسئولیت پیامدهای تصمیم‌های خود را نیز به حداقل برساند. نتیجه چنین مدیریتی نه «تدبیر» بلکه «مدیریت تعلیق» است؛ مدیریتی که مسائل را در راستای «اهداف فرهنگی انقلاب اسلامی» حل نمی‌کند، بلکه صرفا آنها را به آینده بقای ساختاری «نظام جمهوری اسلامی ایران» حواله می‌دهد.

از مرور وضعیت کنونی «سازمان سینمایی» تا آرزو برای عدم وقوع «آبروریزی بزرگ»

۳/ امسال در شرایطی به موعد ۲۱ شهریورماه رسیده‌ایم که «صنعت سینمای کشور» بیش از هر زمانی نیازمند کم نمودن فاصله عمیق خود با واقعیت‌های ملموس اجتماعی و بازتعریف نسبت خویش با آرمان‌ها و مطالبات «امت مبعوث شده» است. از این جهت ابتدایی توقع از مدیریت سینمای کشور آن بود تا پس از عبور مقتدرانه کشور از فرایند ابتدایی «جنگ رمضان» و پشت سرگذاشتن «کودتای دی‌ماه ۱۴۰۴» از پیگیری استراتژی پرهزینه و فرساینده «وسط‌بازی» صرف نظر کند و با یک تصمیم راهبردی و برای خروج از این وضعیت، صدای «ملت مسلمان ایران» را در خیابان‌ها بشنود و با فراهم ساختن شرایط در حد بضاعت خود برای «بعثت سینماگران انقلاب اسلامی» بتواند «سینمای کشور» را در مسیر بازنمایی و بازتاب بخشی از انتظارات، دغدغه‌ها و مطالبات واقعی جامعه قرار دهد. اتفاقی که متاسفانه همچنان رخ نداده و البته به جهت مصون سازی مدیران سینمای کشور از مضرات استراتژی «وسط‌بازی» و عدم نوسان دایمی میان «اقدام» و «عقب‌نشینی» ، «تصمیم» و «تردید» و «موضع‌گیری» و «مصلحت‌سنجی» و ...، کارنامه مدیریت فرهنگی و سینمایی کشور را با حجم گسترده‌ای از «شوآف رسانهای» فربه ساخته است.

از مرور وضعیت کنونی «سازمان سینمایی» تا آرزو برای عدم وقوع «آبروریزی بزرگ»

۴/ امسال در شرایطی به موعد ۲۱ شهریورماه رسیده‌ایم که تقویم مدیریت سینمایی کشور در طی یک سال گذشته مملو از برگزاری انواع نشست‌ها، دورهمی‌ها، مراسم‌ها و رویدادهای با ربط و بی‌ربطی سینمایی بوده است. رویدادسازی‌ها و برنامه‌های نمایشی ویژه‌ای که اگر چه معلوم نیست چه میزان از «بودجه سازمان سینمایی» را به خود اختصاص داده و می‌دهد و از «بودجه فرهنگی کشور» چقدر «فاکتور» شده‌اند! اما انباشتی قابل توجه از خبرسازی حضور مدیران سینمایی در میان اهالی سینما را در بر داشته است. حضوری منطبق با فرمول‌های «شوآف رسانهای» که نه تنها هیچ گره‌ای از مشکلات سینما بازنکرد و هیچ یک از دغدغه‌های اهالی سینما و بالاخص دغدغه‌های معیشتی ایشان را مرتفع نساخت؛ اما موجب شد تا حجم خبرها، جای خالی اقدام و عمل مناسب را در کارنامه «مدیریت سینمایی کشور» پرسازد و مدیریت ناتراز بخش‌های مختلف سازمان سینمایی کشور را با حاشیه‌ای امن‌تر از آنچه باید در ساختمان بهارستان ماندگار سازد و عملا فضایی ایجاد کند که در سایه آن، کارنامه واقعی مدیران کمتر دیده شود و عملکردها کمتر مورد پرسش قرار گیرد.

از مرور وضعیت کنونی «سازمان سینمایی» تا آرزو برای عدم وقوع «آبروریزی بزرگ»

۵/ امسال در شرایطی به موعد ۲۱ شهریورماه رسیدیم که متاسفانه سایه سنگین «عدم شفافیت» بالاخص در امور مالی بر پیکره «سازمان سینمایی» افکنده شده و مدیران این مجموعه بی‌اعتنا به گفتمان «حسین انتظامی» به عنوان «وزیر در سایه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی»؛ دو سال است که همچون سایر بخش‌های وزارتخانه از ارایه «گزارش عملکرد مالی» طفره می‌رود و به ارایه بیلان‌های مبهم مدیریتی بسنده نموده است. پس به همان نسبت که برای مصارف «بودجه» ۱۴ هزار میلیاد تومانی «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» در سال ۱۴۰۴ هجری‌شمسی و ۱۶ هزار میلیارد تومانی این وزارتخانه در سال ۱۴۰۵ هجری‌شمسی «گزارش عملکرد مالی شفافی» منتشر نشده؛ برای مصارف «بودجه رسمی» ۷۰۸ میلیارد تومانی «سازمان سینمایی» در سال ۱۴۰۴ هجری‌شمسی و همچنین ۷۲۲ میلیارد این سازمان در سال ۱۴۰۵ هجری‌شمسی نیز هیچ «گزارش عملکرد مالی» مشخصی ارایه نشده و این در حالی است که سوای نظر از «بودجه رسمی» این سازمان برخوردار از «بودجه‌های فرابخشی» بوده که در قالب تفاهم نامه‌های متعدد همکاری حاصل شده و این همه لزوم «شفافیت» در برخورداری این نهاد حاکمیتی از «بودجه عمومی کشور» و نحوه مصارف آن را بیش از پیش ضروری می‌سازد.

از مرور وضعیت کنونی «سازمان سینمایی» تا آرزو برای عدم وقوع «آبروریزی بزرگ»

۶/ امسال در شرایطی به موعد ۲۱ شهریورماه رسیدیم که اگر چه به حدود ۱۹ ماه حضور خسارت بار «روح الله حسینی» به عنوان شخصیتی اساسا بی‌ربط با «صنعت سینمای ایران» و بیش از هر چیز یک چهره «فرانکوفیل» در جایگاه مهم «معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی» پایان داده شد؛ اما این تغییر مدیریتی به‌جای گشودن فصلی تازه، مع‌الاسف با آغاز مدیریت و بازگشت مجدد یکی از چهره‌های بارز «دولت ناکارآمد روحانی» بر پیکره این معاونت مهم همراه گردید. بر این اساس حضور مجدد «محمدمهدی طباطبایی‌نژاد» به عنوان یکی از چهره‌های مدیر در دوران شدت یافتگی «ولنگاری فرهنگی کشور»، یکی از اتفاقات قابل تامل در وضعت سینمای کشور در سال پیش رو خواهد بود. کارنامه مدیریتی او نشان می‌دهد در اجرای برنامه‌های «شاه‌نشینان سینمای کشور» و مشخصا پیگیری برخی سیاست‌های خاص از جمله تسهیل‌گری و عادی‌سازی ورود ادبیات و الگوهای نامتعارف به تولیدات نمایشی همراهی ویژه‌ای صورت پذیرفته است. شخصیتی که پیش‌تر نیز در تیرماه سال ۱۳۹۸ هجری‌شمسی به سمت «معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی» رسیده بود؛ اما شیب تند عملکرد غیرقابل قبولش موجب شد تنها تا مهرماه ۱۳۹۹ در این جایگاه دوام بیاورد و حالا سوء استفاده از شرایط «تعطیلی مجلس شورای اسلامی» و اشتغال ویژه نهادهای نظارتی به موضوع «جنگ رمضان» و ... موجب شده تا چنین شخصیتی پس از گذشت ۶ سال دوباره در مرکز حساس «نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی» و مشخصا کنترل فرایند صدور مجوز ساخت و تسهیل گری مجوز اکران عمومی قرار بگیرد و تا شاید مسیری برای ساخت و نمایش تولیدات «هنجارشکن» و بالاخص آثار سینمایی «ضدملی و ضد انقلابی» باز شود!

از مرور وضعیت کنونی «سازمان سینمایی» تا آرزو برای عدم وقوع «آبروریزی بزرگ»

۷/ امسال در شرایطی به موعد ۲۱ شهریورماه رسیدیم که متاسفانه مواجهه منفعلانه «سازمان سینمایی» در برابر «قانون شکنی» اسباب تجری طیفی خاص را در سینما پدید آورده است. طیفی که از یک سو به مواجهه مستقیم و نقض «حاکمیت جمهوری اسلامی» به واسطه تولید آثار و حضور فیلم‌های بدون پروانه نمایش در «جشنوارههای خارجی» مبادرت می‌ورزند و از سوی دیگر بر «حاکمیت زدایی از فضای فرهنگی و سینمایی کشور» آن هم با مقدمه حذف «پروانه ساخت» متمرکز شده‌اند و در این میان وادادگی «سازمان سینمایی» در صدور مجوز برای انبوهی از آثار سینمایی هتاک و ضدملی، همچون فیلم سینمایی «آنتیک» و فیلم سینمایی «اسکورت» و فیلم سینمایی «زنده شور» و یا در جدیدترین مورد آن، یعنی فیلم سینمایی «خواب» موضوعی است که بیش از هر زمانی می‌تواند بر حضور سیستماتیک و برنامه محور «شبکه نفوذ فرهنگی» در عرصه مدیریت سینمایی کشور دلالت نماید.

از مرور وضعیت کنونی «سازمان سینمایی» تا آرزو برای عدم وقوع «آبروریزی بزرگ»

۸/ مجال محدود است و سخن در باب وضعیت کنونی سینما و مدیرانی که با استفاده حداکثری از «شوآف رسانهای» و «اقدامات نمایشی» تلاش دارند تا خلا «تدوین نقشه راه» را با پُرگویی و عدم ارایه «گزارش عملکرد» پوشش دهند بسیار است. با این همه در پایان لازم است تا به این نکته توجه شود که امسال در شرایطی به موعد ۲۱ شهریورماه رسیدیم که همچنان تکلیف «مهمترین رویداد سینمایی کشور» یعنی «جشنواره فیلم فجر» مشخص نیست. جشنواره‌ای که با روی کار آمدن «دولت چهاردهم» بار دیگر به دوپاره «ملی» و «بین المللی» تقسیم گردید و اگر چه با افتضاح در برگزاری هر دو بخش در سال گذشته همراه بود؛ اما هر دو این رویدادها امسال با نوعی از بلاتکلیفی ویژه مواجه است و در صورت عدم ورود به موقع نهادهای نظارتی می‌تواند موجب بروز یک اختلال بزرگ در وجهه فرهنگی کشور و مهم‌ترین ویترین سینمای ایران در عرصه داخلی و خارجی شود.

از مرور وضعیت کنونی «سازمان سینمایی» تا آرزو برای عدم وقوع «آبروریزی بزرگ»

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.